سه ماه پر استرس- سونو غربالگری
بعد کلی تحقیق در مورد بهترین مکان برا انجام سونو غربالگری بالاخره موسسه نسل امید رو انتخاب کردیم
28 اردیبهشت که اول 12 هفتگی بود با بابات رفتیم سمت نسل امید
یه جای فوق العاده کامل و دقیق ... فقط حیف که بابا ها رو راه نمیدادن
بعد از کلی انتظار بالاخره اسم منو خوندن و من رفتم رو تخت سونو دراز کشدیم
خانم دکتر گفت که پشت بچت به ماست و ما نمیتونیم اندازه هاشو ببینیم ... یه کم اروم کن خودتو تا بچه بتونه بچرخه
منم گفتم من خیلی استرس دارم اگه میشه بگید قلبش میزنه؟؟؟ اونم دستای خوشگلت رو نشونم داد که برای مامان تکون میدادی ... ای کاش تو اون لحظه بابات هم پیشم بود
ولی من هرچقدر سعی کردم اروم نشدم و تو نتونستی راحت بچرخی .. به ناچار از رو تخت بلند شدم کارم به یه ساعت و نیم بعد موکول شد ... با ید کلی هم شیرینی میخوردم ... منم که از شیرینی بیزار 
بعد یه ساعت و نیم صدام کرد و رفتم تو اتاق سونو
گفت هنوز همونجوری هستی ... منم چشمام رو بستم و تا جایی که میشد ریلکس کردم خودم
بزور تکونهای دستگاه بالاخره شما چرخید و خدا رو شکر تونستن همه چیو چک کنن
از حرفاشون متوجه شدم که تو سالمی ولی خب بازم دل تو دلم نبود تا روز جواب
بعد از سه روز بابایی احمد جواب رو گرفت و برام فرستاد و به این استرس سه ماهه پایان داد


سه ماه پر استرس- سونو غربالگری
مامان الهام