محمد مامانمحمد مامان، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 4 روز سن داره

هدیه خدا، پسرکی از بهشت

سه ماه پر استرس

1394/6/9 8:45
نویسنده : مامان الهام
185 بازدید
اشتراک گذاری

عزیزکم

تو این چند وقته تو خیلی خوب داری رشد میکنی ولی مامان و بابات همش نگران تو هستن 

سه ماه اول رو با استرس زیاد گذروندم

خاطره بد سقط یک سال و نیم قبل  باعث شد که نذارم تو هم ارامش داشته باشی و مدام فکرای بد سراغم میومد

اما پسر من مقاوم تر از این حرفا بود و دلش میخواست پیش مامانش بمونه

بعد از عید بلافاصله با بابا اومدیم تهران که برم دکتر و سونو

5 هفته 6 روزت بود که خوابیدم رو تخت سونو

خانم دکتر هم با دقت همه چیو بررسی کرد و گفت گل پسرم  2 میلیمتره  ولی یه هماتوم پشت جفت داره  صدای قشنگ قلبت رو هم برام گذاشت که زیباترین موسیقی دنیا بود

به خاطر این هماتوم با کلی دارو برگشتیم خونه و منتظر 8 هفتگیت شدیم

اون روز هم با استرس زیاد رفتم تو سالن انتظار سونوگرافی ... اونجا حامله ها رو زودتر میفرستن داخل ولی انگار اون روز همه قبل من حامله بودن ... زمان خیلی دیر میگذشت

به منشی گفتم میشه همسرم صدای قلب جنین رو بشنوه ... اونم گفت داخل نمیتونه بیاد .. فقط از پشت در

وقتی خوابیدم رو تخت خانوم دکتر گفت همسرش رو صدا کنید که بیاد داخل و من به خاطر این کارش همیشه دعاگوش هستم  شاید خودش متوجه نشده باشه چه حس خوبی اون لحظه بهم داد

بابات هم که استرس از من کمتر نبود اومد تو

خانوم دکتر اینطور گفت که جنین شما به خاطر مراقبتهای شما و استفاده درست داروهاتون از 2 میلیمتر به 21 میلیمتر رشد کرده و اینم صدای قلبش  ....

و دوباره اون موسیقی  زیبا

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)